پسر مهربووووووووونم.........
امیرحسینم خوبی عزییییییزم ،قربونت برم که هرکاری میکنیم سریع یاد میگیری و انجام میدی،باورت میشه حتی نخ دندون زدن
...


چند روز پیش بردمت توی حیاط یکم هوا بخوری رفتی سراغ جارو و شروع کردی برگها رو جارو بزنی


اینقدر خودت ذوق کرده بودی که نگو....

واااااای قربونت برم که اینقدر مهربونی و به مامانت کمک میکنی دیگه هرچی برمیدارم سریع میای ازم میگیری که انجام بدی
داری سفره پاک میکنی

دستمال میکشی و گردگیری میکنی هر جارو دستمال میکشیدم پشت سرم میدویدی و همون جارو پاک میکردی...اینقدر بامزه این کارو انجام میدی که من فقط بغلت میکنم و هی بوووووووووست میکنم ![]()


راستی آخر هفته پیش باباجان و مامان جان با خاله ها از اصفهان اومدن خونمون شما که حسابی با دیدنشون خوشحال شده بودی فکر میکردم باهاشون غریبی کنی اما انگار نه انگار اصلا پیش من نیومدی وکلی با پریا و خاله عطیه بازی کردی

پریاجونم تولدش هم بود واسه ی همین یک تولد کوچولو واسش گرفتیم
![]()
تولدت مباااارک عزیز خاله



![]()



پسر مهربووووووووونم.........
